بعضی روزها از همون اولش معلومه شلوغ خواهد بود. از اون روزهایی که قبل از رسیدن به غرفه، صدای همهمه و رفتوآمد توی سالنها بهت میگه قراره اتفاقهای جالبی بیفته.
ما یکی از همون روزها، تو بیستوششمین نمایشگاه بینالمللی پژوهش، فناوری و فنبازار تهران بودیم؛ رویدادی که از ۲۲ تا ۲۵ آذر ۱۴۰۴، همزمان با هفته پژوهش و فناوری، در محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی تهران برگزار شد و مثل هر سال، تبدیل شد به یکی از مهمترین دورهمیهای پژوهش، فناوری و نوآوری کشور.فضا پر بود از غرفههایی که هر کدوم نمایندهی بخشی از آینده بودن؛ از دانشگاهها و مراکز پژوهشی گرفته تا شرکتهای دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد. نمایشگاه پژوهش و فناوری تهران همیشه جایی بوده برای تبادل دانش، معرفی دستاوردها و شکل گرفتن مسیرهای تازهی همکاری بین علم و صنعت.
ما در سالن ۷، بخش صنایع خلاق مستقر بودیم؛ جایی که بیشتر از بنر و بروشور، «تجربهی واقعی یادگیری» دیده میشد. اما چیزی که غرفهی آکادمی یاسان رو از خیلی غرفههای دیگه متمایز میکرد، فقط محتوای آموزشی یا طراحی غرفه نبود؛ آدمی بود که وسط غرفه ایستاده بود. پویان خدادوست، ۱۴ ساله.
جالبه بدونید پویان از اول قرار نبود پروموت کنه یا پشت کانتر غرفه بایسته.
ماجرا از یه جای کاملاً اتفاقی شروع شد. پویان اولین بار تو یکی از نمایشگاههای قبلی، فقط بهعنوان یه بازدیدکننده وارد غرفهی یاسان شد. اما هر کسی که میاومد، پویان انقدر با ذوق و هیجان از یاسان حرف میزد، داستان یادگیریش رو تعریف میکرد و تجربههاش رو میگفت که کمکم همه دورش جمع میشدن.
نه فقط بازدیدکنندهها؛ حتی غرفههای کناری و همکارها هم عاشقش شده بودن. انقدر که بعضیها براش هدیه آوردن، بعضیها تخفیفهای ویژهی کسبوکار خودشون رو بهش دادن و بعضیها فقط میاومدن چند دقیقه کنار غرفه وایستن و حرفهاش رو گوش بدن.
پویان یکی از فراگیرهای یاسانه؛ کسی که مسیرش رو با دورههای آموزش اسکرچ شروع کرده و حالا وارد دورهی طراحی وب شده. و دقیقاً همین نکته بود که همهچیز رو متفاوت میکرد . پویان فقط دربارهی یاسان توضیح نمیداد؛ خودش نتیجهی این مسیر آموزشی بود.

وقتی بازدیدکنندهها متوجه میشدن کسی که داره دربارهی آموزش برنامهنویسی به کودک و نوجوان حرف میزنه، خودش سالها تو همین سیستم آموزشی رشد کرده، نگاهها عوض میشد.
سؤالها جدیتر میشد، گفتگوها عمیقتر، و ارتباط خیلی سریعتر شکل میگرفت.
پویان از تجربهی خودش میگفت؛ از شروع با اسکرچ، از آزمونوخطاها، از مسیر یادگیری، و از اینکه چطور امروز میتونه با اعتمادبهنفس دربارهی طراحی وب صحبت کنه. همین ملموس بودن، تأثیرگذارترین بخش غرفهی یاسان بود.
یکی از بخشهای جذاب غرفه هم پروژهای بود که خود پویان با برنامهنویسی طراحی کرده بود:
یه فرم ثبت اطلاعات دیجیتال برای بازدیدکنندههایی که دوست داشتن با یاسان در ارتباط باشن. نه کاغذ، نه فرمهای پراکنده؛ ساده، کاربردی و دقیق.

البته اینجا یه خاطرهی بامزه هم هست.
پویان با خنده تعریف میکرد که تو یکی از نمایشگاههای قبلی، توی فرم یه دکمهی «حذف تمام اطلاعات ذخیرهشده» گذاشته بوده و… خب، نتیجهش چندتا خرابکاری حسابی بوده!
خداروشکر این بار اون دکمه بهطور کامل حذف شده بود و فرم، خیلی حرفهای و بیدردسر کار میکرد.
برای خیلی از بازدیدکنندهها، دیدن اینکه یه نوجوان میتونه آموختههاش رو تو یه نمایشگاه ملی فناوری، به شکل واقعی و کاربردی اجرا کنه، از هر توضیح تئوریکی قانعکنندهتر بود.
نمایشگاه پژوهش، فناوری و فنبازار تهران طبق روال خودش پر از گفتگو، تعامل و تبادل ایده بود؛ اما برای ما، حضور در این رویداد فقط یه مشارکت رسمی نبود. این نمایشگاه فرصتی بود برای نشون دادن این واقعیت که آموزش هدفمند، تدریجی و متناسب با دنیای کودک و نوجوان، میتونه خروجی واقعی داشته باشه.
بیستوششمین نمایشگاه پژوهش و فناوری تموم شد، اما برای یاسان، چیزی که موند فقط کارت و ارتباط نبود؛
دیدن مسیری بود که از اسکرچ شروع شده و حالا، وسط یکی از مهمترین رویدادهای علمی و فناورانهی کشور، خودش رو نشون میده.