«در تاریخ ۴ شهریورماه، ۱+۱۸ یاسانی در یک روز گرم تابستانی، راهی مرکز پردازش دیجیکالا شدند؛ بازدیدی که با کلی شگفتی و اتفاقات جالب همراه شد…»
گاهی اوقات خیلی از اتفاقها و روندها برای ما بزرگترها کاملاً عادی و روزمره به نظر میرسند. وقتی برای بار چندم وارد ایستگاه مترو میشویم، شاید فقط منتظر رسیدن قطار باشیم تا به مقصد برسیم؛ اما درست چند قدم آنطرفتر، کودکی ایستاده که برای اولینبار پا به ایستگاه گذاشته است. همهچیز برای او پر از شگفتی است: «چرا این وسط خالیه؟ اون خط زرد رنگ چیه که علامت خطر داره؟» و حتی صدای عبور واگنها شاید بلندترین صدایی باشد که تا امروز شنیده است.
قصه بازدید یاسانیها هم از همین زاویه شکل گرفت. حوالی ساعت ۹:۱۵ صبح، بچهها گشتوگذارشان را در مرکز پردازش شروع کردند؛ از بخشهای انبارگردانی و واحد تولید محتوای محصولات گرفته تا سالنهای بستهبندی و ارسال کالا. جالبترین بخش ماجرا، دغدغهها و نگاه متفاوت بچهها بود؛ مثلاً یکی از نگرانیهای بانمکشان امنیت کالاها و جلوگیری از دزدی در چنین انبار بزرگی بود! از طرفی، شیوه و سیستم انبارداری مدرن دیجیکالا برایشان حسابی عجیب و شگفتانگیز جلوه میکرد.
حالا که گرد و غبارِ هیجانِ دیدنِ بخشهای مختلف فروکش کرده بود و بچهها با کولهباری از دیدههای جدید دور هم جمع شده بودند، وقتش بود که بدانیم در ذهنِ کوچک اما تحلیلگرِ آنها چه میگذرد. فرمی را به آنها دادیم؛ نه برای اینکه امتحانشان کنیم، بلکه برای اینکه بدانیم دیجیکالا از نگاهِ یک “یاسانی” دقیقاً چه شکلی است.

اولین سوال ما، شکارِ جزئیات بود:
«چه چیزی در این بازدید بیشتر از همه توجهت را جلب کرد؟»
ما کنجکاو بودیم بدانیم آیا آنها به بستهبندیها دقت کردهاند یا به نظمِ عجیبِ قفسهها؟ به دقتِ کارکنان یا به سرعتِ ارسال؟ پاسخها، آینهای تمامقد از علایقِ هرکدامشان بود که دیدنشان برای خودمان هم لذتبخش بود.

در قدم دوم، از آنها خواستیم عینکِ یک «مدیر» را بزنند و از ظاهرِ ماجرا عبور کنند. سوال کردیم:
«دلیل موفقیت دیجیکالا را فقط در ۳ کلمه خلاصه کن.»

این، چالشبرانگیزترین بخشِ فرم بود؛ جایی که بچهها باید هسته اصلیِ یک کسبوکارِ بزرگ را در ذهنشان کالبدشکافی میکردند. پاسخهایشان کوتاه، اما بهشدت عمیق و قابلتأمل بود.
و در نهایت، برای اینکه خستگیِ فرآیند پردازش و ارسال کالا را از تنشان در بیاوریم، سراغِ سوالِ “خوشمزه” رفتیم:
«اگر دیجیکالا یک غذا بود، چه غذایی میشد و چرا؟»
اینجا بود که خلاقیتِ بچهها گل کرد و با جوابهایی روبرو شدیم که هیچکداممان انتظارش را نداشتیم!
