
فرزندتان می تواند خودش کیف مدرسه اش را آماده کند، اما هر شب منتظر شما می ماند. تکالیفش را بلد است، ولی تا کنارش ننشینید شروع نمی کند. وقتی کسی از او سوالی می پرسد، قبل از اینکه جواب بدهد به شما نگاه می کند و حتی برای یک انتخاب ساده می گوید: «مامان تو بگو کدوم بهتره؟»
دیدن این رفتارها ممکن است والد را نگران کند: چرا فرزندم مستقل نیست؟ آیا بیش از حد به او کمک کرده ام؟ باید یکباره مسئولیت کارهایش را به خودش بسپارم یا هنوز برای این کار زود است؟
استقلال کودک فقط این نیست که خودش لباس بپوشد، اتاقش را مرتب کند یا بدون کمک غذا بخورد. هرچه کودک بزرگ تر می شود، بخش مهم تری از استقلال به تصمیم گیری، حل مسئله، مدیریت مسئولیت ها، ارتباط با دیگران و درخواست کمک در زمان مناسب مربوط می شود.
از طرف دیگر، مستقل شدن به معنی رها کردن کودک نیست. کودک همچنان به حضور، امنیت و راهنمایی والد نیاز دارد. چیزی که به مرور تغییر می کند، نوع این حمایت است. قرار نیست کاری را که کودک متناسب با سن و توانایی اش می تواند انجام دهد، همیشه به جای او انجام دهیم.
اگر بخواهیم ساده بگوییم:
کودک مستقل کسی نیست که هیچ نیازی به والدین نداشته باشد. استقلال سالم یعنی کودک به تدریج یاد بگیرد کارها، انتخاب ها و مشکلات متناسب با سنش را خودش مدیریت کند و در عین حال مطمئن باشد اگر واقعا به کمک نیاز داشت، والد در دسترس است.
آنچه در این مقاله میخوانید
کودک مستقل کیست؟
گاهی وقتی از کودک مستقل صحبت می کنیم، تصویری از کودکی به ذهن می آید که همه کارهایش را خودش انجام می دهد و برای هیچ چیزی سراغ والدین نمی رود. این تصویر نه واقع بینانه است و نه هدف تربیت استقلال.
کودک مستقل می تواند در محدوده توانایی و سن خودش دست به کار شود. اگر مسئله ای پیش آمد، قبل از اینکه جواب آماده بخواهد کمی فکر می کند. اگر انتخابی پیش رویش باشد، می تواند نظرش را بگوید و اگر مسئولیتی پذیرفت، کم کم یاد می گیرد آن را پیگیری کند.
در عین حال اگر مسئله از توان او خارج باشد، می داند کمک خواستن اشکالی ندارد. در واقع توانایی درخواست کمک درست هم بخشی از استقلال است.
برای مثال تصور کنید فرزندتان هنگام انجام یک پروژه مدرسه گیر کرده است. استقلال به این معنی نیست که بگویید «خودت باید حلش کنی» و کنار بروید. از طرف دیگر، انجام پروژه به جای او هم فرصتی برای مستقل شدن باقی نمی گذارد.
می توانید ابتدا بپرسید: «فکر می کنی مشکل از کجاست؟» یا «تا الان چه راهی رو امتحان کردی؟» اگر باز هم نیاز به کمک داشت، به اندازه ای راهنمایی کنید که بتواند قدم بعدی را خودش بردارد.
به طور کلی می توان استقلال را در چهار بخش مهم دید:
کودک کارهایی را که متناسب با سن و توانایی اوست، بدون وابستگی دائمی به والد انجام دهد.
بین گزینه های مناسب انتخاب کند و به تدریج یاد بگیرد هر انتخابی نتیجه ای دارد.
قبل از درخواست جواب آماده، مسئله را بررسی کند و دست کم یک راه را امتحان کند.
مسئولیت های مشخصی داشته باشد و به مرور نتیجه کارها و انتخاب های خودش را بپذیرد.
از کجا بفهمیم فرزندمان مستقل است یا بیش از حد وابسته؟
با یک رفتار نمی توان درباره استقلال کودک قضاوت کرد. ممکن است کودکی در انجام تکالیف بسیار مستقل باشد اما در موقعیت های اجتماعی هنوز به حضور والد نیاز داشته باشد. حتی یک کودک مستقل هم در محیط جدید یا شرایط سخت ممکن است بیشتر از همیشه کمک بخواهد.
پس بهتر است به جای برچسب زدن، رفتار کودک را در موقعیت های مختلف و در طول زمان ببینیم.
| موقعیت | وابستگی بیشتر | استقلال سالم |
|---|---|---|
| تکالیف | بدون حضور والد شروع نمی کند | خودش شروع می کند و در صورت نیاز کمک می خواهد |
| وسایل شخصی | منتظر یادآوری مداوم است | بخش زیادی از وسایلش را خودش مدیریت می کند |
| انتخاب کردن | برای انتخاب های ساده هم منتظر نظر والد است | می تواند بین گزینه های مناسب انتخاب کند |
| مواجهه با مشکل | خیلی زود می گوید «نمی تونم» | ابتدا تلاش می کند یک راه پیدا کند |
| اشتباه | کار را رها می کند یا منتظر است والد مشکل را حل کند | کم کم یاد می گیرد اشتباه را بررسی و اصلاح کند |
| ارتباط با دیگران | منتظر است والد به جای او صحبت کند | تا حد توان خودش خواسته یا نظرش را بیان می کند |
| درخواست کمک | انتظار دارد دیگری کار را برایش انجام دهد | می تواند بگوید دقیقا در کدام قسمت به کمک نیاز دارد |
یک نکته مهم: این جدول برای مقایسه یا برچسب زدن به کودک نیست. سن، شخصیت، تجربه و شرایط زندگی کودک روی رفتار او اثر دارند. چیزی که اهمیت بیشتری دارد، الگوی رفتاری کودک در طول زمان است.
استقلال کودک در سنین مختلف چه شکلی دارد؟
یکی از اشتباهات رایج این است که از همه کودکان انتظار یک میزان استقلال داشته باشیم. چیزی که از یک کودک ۸ ساله انتظار داریم با مسئولیتی که یک نوجوان ۱۵ ساله می تواند بر عهده بگیرد یکسان نیست.
با افزایش سن و توانایی کودک، میزان مسئولیت و آزادی او هم می تواند بیشتر شود.
استقلال در ۸ تا ۱۰ سالگی
در این سن کودک هنوز به ساختار و یادآوری نیاز دارد، اما می تواند در بسیاری از کارهای روزمره نقش فعال تری داشته باشد. برای مثال:
- کیف مدرسه و وسایل شخصی اش را با نظارت محدود آماده کند.
- یک یا چند مسئولیت مشخص در خانه داشته باشد.
- بین چند گزینه مناسب انتخاب کند.
- برای مشکلات ساده قبل از درخواست کمک کمی فکر کند.
- در برنامه ریزی بعضی کارهای روزانه مشارکت داشته باشد.
- هنگام خریدهای کوچک درباره انتخاب و هزینه فکر کند.
در این سن قرار نیست کودک را با همه مسئولیت ها تنها بگذاریم. بهتر است به جای کنترل تمام جزئیات، مسیر را به او نشان دهیم و فرصت تمرین بدهیم.
استقلال در ۱۱ تا ۱۳ سالگی
در این دوره استقلال فقط به مرتب کردن اتاق یا آماده کردن کیف محدود نمی شود. کودک می تواند کم کم مسئولیت بیشتری در برنامه ریزی و تصمیم گیری داشته باشد.
- بخشی از برنامه درس و تفریحش را خودش مدیریت کند.
- مسئول وسایل شخصی و مدرسه اش باشد.
- برای خریدهای کوچک بودجه مشخص داشته باشد.
- در بعضی تصمیم های خانوادگی نظر بدهد.
- برای اختلاف های ساده با دوستان ابتدا خودش دنبال راه حل باشد.
- نتیجه بعضی انتخاب های امن خودش را تجربه کند.
استقلال در ۱۴ تا ۱۶ سالگی
در نوجوانی نقش والد کم کم از کسی که همه چیز را مدیریت می کند به کسی نزدیک می شود که مرزها را مشخص می کند، در دسترس است و هنگام نیاز راهنمایی می دهد.
نوجوان می تواند مسئولیت بیشتری برای مدیریت زمان، درس، پول، روابط اجتماعی و تصمیم های شخصی داشته باشد. البته میزان این آزادی باید با توانایی، بلوغ و شرایط هر نوجوان هماهنگ باشد.
استقلال یک اتفاق ناگهانی نیست. قرار نیست کودک در یک روز از وابستگی کامل به استقلال کامل برسد. استقلال با مسئولیت های کوچک شروع می شود و همراه با تجربه رشد می کند.
چرا بعضی کودکان برای انجام کارها منتظر والد می مانند؟
گاهی مسئله این نیست که کودک نمی تواند؛ مسئله این است که فرصت کافی برای تمرین نداشته است.
بسیاری از رفتارهایی که وابستگی را بیشتر می کنند با نیت کاملا خوب شروع می شوند. والد می خواهد کار کودک راحت تر شود، دیر به مدرسه نرسد یا اشتباه نکند.
صبح دیر شده و شما سریع بند کفشش را می بندید.
تکلیفش طول کشیده و جواب را به او می گویید.
در رستوران خجالت می کشد و شما به جای او سفارش می دهید.
وسیله اش را جا گذاشته و قبل از اینکه خودش متوجه شود، شما آن را برایش می آورید.
هیچ کدام از این اتفاق ها به تنهایی مسئله بزرگی نیست. مشکل زمانی ایجاد می شود که این کمک ها تبدیل به الگوی همیشگی شوند.
کودک برای مستقل شدن به فرصت تمرین نیاز دارد و تمرین همیشه تمیز، سریع و بی اشتباه نیست.
۷ رفتار والدین که ناخواسته استقلال کودک را کمتر می کند
۱. کاری را که خودش می تواند انجام دهد، برایش انجام می دهیم
گاهی واقعا انجام دادن یک کار توسط خودمان سریع تر است. آماده کردن کیف، جمع کردن اتاق یا حتی پوشیدن لباس وقتی توسط والد انجام شود، چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد.
اما اگر کودک توانایی انجام کاری را دارد، بهتر است فرصت انجام آن را هم داشته باشد. اگر هنوز مهارت کافی ندارد، ابتدا آموزش دهید، چند بار همراهش انجام دهید و بعد کم کم مسئولیت را به خودش بسپارید.
۲. همه چیز را چند بار یادآوری می کنیم
«کیفت رو جمع کردی؟» «تکالیفت رو نوشتی؟» «لباست رو گذاشتی؟» «مسواکت رو زدی؟»
اگر شروع و پایان همه کارهای کودک به یادآوری ما وابسته باشد، ممکن است مسئولیت اصلی همچنان در ذهن والد باقی بماند.
برای بعضی کارها می توانید از یک یادآوری مشخص یا برنامه ساده استفاده کنید و به تدریج تعداد یادآوری های خودتان را کمتر کنید.
۳. قبل از اینکه کودک انتخاب کند، ما تصمیم می گیریم
تصمیم گیری هم مثل هر مهارت دیگری به تمرین نیاز دارد.
قرار نیست کودک درباره همه چیز آزاد باشد. والد می تواند محدوده امن را مشخص کند و انتخاب را در همان محدوده به کودک بسپارد.
مثلا به جای اینکه بگویید «امروز این لباس رو بپوش»، دو لباس مناسب را پیشنهاد دهید و اجازه دهید خودش یکی را انتخاب کند.
۴. خیلی سریع کودک را از نتیجه اشتباهش نجات می دهیم
فراموش کردن، انتخاب اشتباه یا نتیجه نگرفتن خوشایند نیست. با این حال، بعضی از همین تجربه های کوچک هستند که به کودک نشان می دهند انتخاب های او نتیجه دارند.
اگر هر بار قبل از اینکه کودک نتیجه یک اشتباه کوچک و امن را ببیند وارد عمل شویم، بخشی از فرصت یادگیری را از او می گیریم.
البته این موضوع درباره شرایط خطرناک یا موقعیت هایی که پیامد جدی دارند صدق نمی کند. استقلال همیشه باید متناسب با سن و در محدوده امن باشد.
۵. وقتی کسی از کودک سوال می کند، به جای او جواب می دهیم
گاهی فقط چند ثانیه سکوت کافی است.
اگر فروشنده، معلم یا یکی از اعضای خانواده از فرزندتان سوالی پرسید، کمی فرصت بدهید خودش جواب دهد. حتی اگر پاسخ او به اندازه پاسخ شما کامل نباشد.
همین موقعیت های کوچک به کودک کمک می کنند بیان خواسته و حضور مستقل در جمع را تمرین کند.
۶. از اولین تلاش انتظار نتیجه بی نقص داریم
کودکی که تازه مسئولیتی را یاد گرفته احتمالا آن را به خوبی شما انجام نمی دهد.
ممکن است تختش را مرتب کند اما گوشه ملحفه بیرون بماند. ممکن است میز را جمع کند اما یک لیوان را فراموش کند.
اگر بعد از هر تلاش کودک، بلافاصله همه چیز را دوباره اصلاح کنیم، ممکن است به مرور این پیام را دریافت کند که «کاری که من انجام می دهم کافی نیست».
در شروع مسیر، یاد گرفتن مسئولیت مهم تر از نتیجه بی نقص است.
۷. تمام مشکلات کودک را خودمان حل می کنیم
حمایت از کودک به معنی حذف تمام موانع از مسیر او نیست.
اگر با دوستش اختلاف پیدا کرده یا هنگام انجام پروژه ای گیر کرده است، قبل از اینکه راه حل بدهید از او بپرسید:
گاهی همین سوال ساده کافی است تا مسئولیت فکر کردن دوباره به کودک برگردد.
وقتی کودک می گوید «نمی تونم» چه کنیم؟
«نمی تونم» همیشه یک معنی ندارد.
گاهی یعنی: «می ترسم اشتباه کنم.»
گاهی یعنی: «نمی دونم از کجا شروع کنم.»
و گاهی هم یعنی: «اگر کمی صبر کنم، شاید مامان یا بابا انجامش بده.»
قبل از اینکه کار را به جای کودک انجام دهید، سعی کنید بفهمید دقیقا در کدام قسمت گیر کرده است.
- کدوم قسمتش برات سخته؟
- تا الان چی رو امتحان کردی؟
- فکر می کنی اولین قدم چی باشه؟
- دوست داری فقط قسمت اولش رو با هم شروع کنیم؟
گاهی کودک واقعا به آموزش نیاز دارد. در چنین شرایطی کمک کردن کاملا طبیعی است. تفاوت در این است که کمک ما راه را برای ادامه دادن کودک باز کند، نه اینکه کل مسیر را به جای او برویم.
چطور کودک مستقل تربیت کنیم؟
برای تقویت استقلال لازم نیست یکباره همه چیز را تغییر دهید. حتی بهتر است از یک یا دو مسئولیت کوچک شروع کنید و بعد از اینکه کودک در آنها مسلط تر شد، قدم بعدی را بردارید.
مسئولیت واقعی و مشخص بدهید
به جای جمله کلی «باید مسئولیت پذیر باشی»، یک کار مشخص تعریف کنید. کودک باید بداند دقیقا چه چیزی از او انتظار می رود.

مثلا: «از این هفته آماده کردن کیف مدرسه با خودته.»
مسئولیت باید متناسب با سن و توانایی کودک باشد. اگر در روزهای اول فراموش کرد، لازم نیست همان لحظه مسئولیت را دوباره از او بگیرید.
اجازه دهید بعضی کارها بیشتر طول بکشند
استقلال معمولا کمی هزینه زمانی دارد.
کودکی که خودش صبحانه ساده ای آماده می کند احتمالا بیشتر از شما زمان نیاز دارد. کسی که تازه برنامه روزانه اش را مدیریت می کند ممکن است چند بار اشتباه کند.
اگر همیشه سرعت اولویت اول باشد، خیلی زود دوباره بیشتر کارها را خودمان انجام خواهیم داد.
انتخاب های واقعی ایجاد کنید
برای یاد گرفتن تصمیم گیری، کودک باید فرصت انتخاب داشته باشد.
برای کودکان کوچک تر می توان تعداد گزینه ها را محدود کرد. با افزایش سن و توانایی کودک، دامنه انتخاب هم می تواند بیشتر شود.
مهم این است که انتخاب واقعی باشد. اگر از قبل تصمیم گرفته ایم چه اتفاقی بیفتد، بهتر است آن را انتخاب کودک معرفی نکنیم.
اجازه دهید پیامدهای امن را تجربه کند
اگر کودک مسئول برداشتن وسیله ای بوده و آن را فراموش کرده، همیشه لازم نیست والد فورا مشکل را حل کند.
در موقعیت های امن، تجربه نتیجه یک انتخاب می تواند به کودک کمک کند دفعه بعد قبل از تصمیم گرفتن بیشتر فکر کند.
تلاش را ببینید، نه فقط نتیجه را
اگر کودک کاری را امتحان کرد و موفق نشد، لازم نیست شکست را به یک اتفاق بزرگ و ترسناک تبدیل کنیم.
به جای تمرکز فقط روی نتیجه می توانید درباره فرایند صحبت کنید:
- کدوم قسمت جواب نداد؟
- اگر دوباره انجامش بدی چی رو تغییر می دی؟
کودکی که اجازه آزمون و خطا دارد، به مرور متوجه می شود نتیجه نگرفتن در اولین تلاش به معنی تمام شدن مسیر نیست.
چطور کودک را در انجام تکالیف مدرسه مستقل کنیم؟
درس و تکالیف یکی از جاهایی است که مرز حمایت و وابستگی خیلی راحت با هم قاطی می شود.
ممکن است هر شب از فرزندتان بپرسید چه تکلیفی دارد، کتاب هایش را آماده کنید، زمان شروع درس را مشخص کنید، کنارش بنشینید و در پایان اشتباهاتش را هم قبل از تحویل اصلاح کنید.
در چنین شرایطی ممکن است تکلیف کاملا انجام شده باشد، اما مدیریت آن همچنان بر عهده شما باشد.
بهتر است مسئولیت را مرحله به مرحله منتقل کنید:
- ابتدا آماده کردن وسایل را به کودک بسپارید.
- بعد مسئولیت اطلاع از تکالیف را به خودش بدهید.
- در مرحله بعد اجازه دهید زمان شروع درس را از بین چند گزینه مناسب انتخاب کند.
- اگر جایی واقعا مشکل داشت، همان بخش را راهنمایی کنید.
هدف این نیست که دیگر هیچ کمکی به کودک نکنید. قرار است به مرور نقش شما از مدیر تکالیف به کسی تبدیل شود که در صورت نیاز راهنمایی می کند.
استقلال کودک و مهارت حل مسئله چه ارتباطی دارند؟
یکی از جاهایی که استقلال کودک خیلی واضح دیده می شود، لحظه ای است که با یک مشکل روبرو می شود.
آیا بلافاصله دنبال کسی می گردد که جواب را به او بگوید؟ یا قبل از درخواست کمک، کمی فکر می کند و راه های مختلف را بررسی می کند؟
تقویت مهارت حل مسئله کودکان کمک می کند کودک به جای وابستگی دائمی به جواب آماده، فرایند پیدا کردن جواب را تمرین کند. این توانایی فقط برای مسائل درسی نیست. اختلاف با یک دوست، مدیریت زمان، انجام یک پروژه و حتی تصمیم درباره خرج کردن پول هم می توانند موقعیت هایی برای تمرین حل مسئله باشند.
والد هم می تواند به جای ارائه فوری پاسخ، با چند سوال مسیر فکر کردن را باز کند:
- چه راه هایی به ذهنت می رسه؟
- اگر این روش جواب نداد، راه دیگه چی می تونه باشه؟
- فکر می کنی نتیجه این انتخاب چی می شه؟
قرار نیست کودک همیشه به تنهایی جواب درست را پیدا کند. مهم این است که قبل از دریافت پاسخ آماده، فرصت فکر کردن داشته باشد.
استقلال کودک فقط به کارهای شخصی محدود نیست
ممکن است کودکی اتاقش را خودش مرتب کند و تکالیفش را هم بدون یادآوری انجام دهد، اما در جمع برای بیان نظرش همیشه منتظر والد بماند. استقلال اجتماعی بخش دیگری از همین مسیر است.
وقتی کودک خودش از معلم سوال می پرسد، در یک کار گروهی مسئولیتی می پذیرد، خواسته اش را محترمانه بیان می کند یا برای حل یک اختلاف با دوستش گفتگو می کند، در حال تمرین استقلال است.
به همین دلیل مهارت های اجتماعی کودکان با مستقل شدن آنها ارتباط نزدیکی دارد. کودکی که می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند، درخواست کمک داشته باشد، نظرش را بیان کند و برای حل اختلاف گفتگو کند، در بسیاری از موقعیت ها کمتر نیاز دارد والد به جای او وارد عمل شود.
مثلا اگر فرزندتان با یکی از همکلاسی هایش اختلاف پیدا کرده، بسته به سن و شرایط لازم نیست همیشه اولین قدم شما حل مستقیم ماجرا باشد. ابتدا می توانید از او بپرسید چه اتفاقی افتاده و خودش چه راه هایی برای صحبت کردن درباره مسئله دارد.
خلاقیت چه کمکی به استقلال کودک می کند؟
کودک مستقل قرار نیست برای هر مسئله منتظر یک دستورالعمل آماده باشد. گاهی لازم است راه تازه ای پیدا کند، چیزی را تغییر دهد یا از زاویه دیگری به مسئله نگاه کند.
اینجاست که خلاقیت در کودکان با استقلال فکری ارتباط پیدا می کند. وقتی کودک فرصت دارد ایده خودش را امتحان کند، چیزی بسازد و حتی روشی را انتخاب کند که با انتخاب ما متفاوت است، یاد می گیرد همیشه فقط یک پاسخ از قبل تعیین شده وجود ندارد.
این فرصت را می توان در زندگی روزمره ایجاد کرد. مثلا به جای توضیح مرحله به مرحله ساخت یک کاردستی، وسایل را در اختیار کودک قرار دهید و بپرسید: «با اینها چه چیزی می تونی بسازی؟»
اگر ایده اولش جواب نداد، قبل از پیشنهاد راه حل خودتان کمی صبر کنید. شاید راه دوم او همان چیزی باشد که برای تمرین استقلال فکری نیاز دارد.
بازی هم می تواند فرصتی برای تمرین استقلال باشد
همه تمرین های استقلال لازم نیست شبیه یک تکلیف آموزشی باشند. در یک بازی ساده هم کودک بارها انتخاب می کند، قانون را می فهمد، نتیجه تصمیمش را می بیند و برای ادامه مسیر راه دیگری پیدا می کند.
به همین دلیل آموزش مبتنی بر بازی در موقعیت مناسب می تواند فضایی برای تمرین تصمیم گیری، آزمون و خطا و حل مسئله ایجاد کند. نکته مهم این است که بزرگسال تمام تصمیم ها را به جای کودک نگیرد و اجازه دهد او در محدوده امن، خودش بخشی از مسیر را کشف کند.
برنامه نویسی چه ارتباطی با استقلال کودک دارد؟
فعالیت هایی که کودک در آنها چیزی می سازد و برای رسیدن به نتیجه باید تصمیم بگیرد، مشکل را پیدا کند و راه های مختلف را امتحان کند، فرصت خوبی برای تمرین استقلال فکری هستند.
برنامه نویسی یکی از این فعالیت هاست.
وقتی کودک یک بازی یا پروژه می سازد، معمولا همه چیز در اولین تلاش درست کار نمی کند. باید بررسی کند مشکل از کجاست، چیزی را تغییر دهد و دوباره نتیجه را ببیند.
ارزش این تجربه فقط در یاد گرفتن کد نیست. کودک تمرین می کند وقتی جواب آماده ای مقابلش نیست، چگونه جلو برود.
در آکادمی یاسان، آموزش برنامه نویسی کودکان فقط با هدف یادگیری کدنویسی انجام نمی شود. پروژه ها فضایی ایجاد می کنند که کودک با مسئله روبرو شود، راه های مختلف را امتحان کند، تصمیم بگیرد و نتیجه انتخابش را ببیند. به همین دلیل مهارت هایی مثل حل مسئله، خلاقیت و مسئولیت پذیری در کنار یادگیری برنامه نویسی اهمیت دارند.
استقلال با رها کردن کودک چه فرقی دارد؟
این مرز برای بسیاری از والدین مهم است. اگر قرار نیست همه کارهای کودک را انجام دهیم، پس چقدر باید کنار بکشیم؟
پاسخ در «حذف حمایت» نیست، بلکه در تغییر نوع حمایت است.
«بده من انجامش می دم.»
«مشکل خودته، هر کاری می خوای بکن.»
«این مسئولیت توست. اول خودت امتحان کن؛ اگر جایی واقعا کمک خواستی، من کنارتم.»
در استقلال سالم، کودک هم فضای عمل دارد و هم احساس امنیت. می داند قرار نیست والد هر مانعی را برایش حذف کند، اما اگر مسئله از توانش خارج شد تنها نمی ماند.
آیا نه گفتن و مخالفت کردن نشانه استقلال است؟
نه همیشه.
با رشد استقلال، طبیعی است کودک بیشتر نظر خودش را بیان کند و همیشه با والد هم نظر نباشد. اینکه فرزندتان درباره لباس، سرگرمی یا برنامه روزانه ترجیح خودش را داشته باشد، می تواند بخشی از رشد طبیعی استقلال باشد.
اما استقلال به معنی نادیده گرفتن قوانین، بی احترامی یا انجام هر کاری بدون محدودیت نیست.
کودک می تواند حق انتخاب و نظر داشته باشد و در عین حال یاد بگیرد بعضی مرزهای مربوط به امنیت، احترام و مسئولیت قابل مذاکره نیستند.
هدف تربیت کودکی نیست که همیشه «بله» بگوید. هدف این است که بتواند فکر کند، نظرش را محترمانه بیان کند و در عین حال مسئولیت و پیامد انتخابش را بشناسد.
یک تمرین ۷ روزه برای والدین
قبل از اینکه برای مستقل کردن فرزندتان برنامه بزرگی بچینید، یک هفته فقط رفتار خودتان را مشاهده کنید.
هر بار که می خواهید کاری را برای او انجام دهید، چند ثانیه صبر کنید و از خودتان بپرسید:
اگر پاسخ این است که خودش می تواند، کمی فرصت بدهید.
ممکن است بند کفش کمی دیرتر بسته شود، اتاق به اندازه دلخواه شما مرتب نباشد یا برای حل یک تمرین چند دقیقه بیشتر زمان صرف شود. همین زمان اضافه بخشی از تمرین استقلال است.
بعد از یک هفته احتمالا بهتر می توانید تشخیص دهید فرزندتان در کدام کارها واقعا به کمک نیاز دارد و در کدام کارها فقط به فرصت بیشتری برای انجام دادن نیاز داشته است.
چه زمانی وابستگی کودک نیاز به بررسی بیشتری دارد؟
وابستگی در بعضی دوره ها و موقعیت ها طبیعی است. حتی کودکی که معمولا مستقل است ممکن است هنگام تغییر مدرسه، ورود به محیطی تازه یا بعد از یک تجربه سخت، مدتی بیشتر به حضور والد نیاز داشته باشد.
اما اگر ترس یا وابستگی کودک شدید، مداوم و نامتناسب با سن اوست و در مدرسه، روابط اجتماعی یا فعالیت های روزمره اختلال جدی ایجاد کرده، بهتر است مسئله را فقط به «مستقل نبودن» نسبت ندهید.
در چنین شرایطی ارزیابی توسط متخصص واجد صلاحیت در حوزه کودک و نوجوان می تواند به روشن شدن علت رفتار و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
سوالات متداول درباره کودک مستقل
کودک مستقل چه ویژگی هایی دارد؟
کودک مستقل متناسب با سن خود می تواند بخشی از کارهای شخصی، انتخاب ها و مسئولیت هایش را مدیریت کند، هنگام روبرو شدن با مشکل برای پیدا کردن راه حل تلاش کند و در صورت نیاز به شکل مناسب درخواست کمک کند.
از چه سنی باید استقلال کودک را تقویت کرد؟
استقلال از یک سن مشخص ناگهان شروع نمی شود. از سال های اولیه می توان انتخاب ها و مسئولیت های کوچک متناسب با توانایی کودک ایجاد کرد و با افزایش سن، دامنه آنها را بیشتر کرد.
چگونه کودک وابسته را مستقل کنیم؟
به جای قطع ناگهانی کمک، مسئولیت ها را مرحله به مرحله منتقل کنید. از کاری شروع کنید که کودک توانایی انجام آن را دارد، در صورت نیاز روش انجامش را آموزش دهید و بعد فرصت تمرین بدهید. با افزایش توانایی کودک، میزان دخالت خودتان را کمتر کنید.
آیا مستقل شدن کودک باعث نافرمانی می شود؟
خیر. استقلال سالم با بی قانونی متفاوت است. کودک می تواند نظر و انتخاب داشته باشد و همزمان مرزهای مربوط به امنیت، احترام و مسئولیت را رعایت کند.
اگر کودک از انجام کاری به تنهایی می ترسد چه کنیم؟
ابتدا ببینید دقیقا از چه چیزی می ترسد. ممکن است هنوز مهارت کافی نداشته باشد یا از اشتباه کردن بترسد. کار را به مراحل کوچک تر تقسیم کنید و به جای انجام کامل آن، فقط به اندازه ای کمک کنید که بتواند مرحله بعد را خودش ادامه دهد.
برای مستقل شدن کودک چه مسئولیت هایی مناسب است؟
مرتب کردن وسایل شخصی، آماده کردن کیف مدرسه، مشارکت در کارهای خانه، مدیریت بخشی از زمان و تصمیم گیری درباره بعضی انتخاب های روزانه نمونه هایی هستند که می توان متناسب با سن و توانایی کودک تنظیم کرد.
آیا کمک کردن زیاد کودک را وابسته می کند؟
کمک کردن به خودی خود مشکل نیست. مسئله زمانی ایجاد می شود که والد به صورت مداوم کاری را انجام دهد که کودک توانایی انجام آن را دارد و در نتیجه فرصت تمرین از او گرفته شود.
چطور کودک را در انجام تکالیف مستقل کنیم؟
مسئولیت تکالیف را یکباره واگذار نکنید. ابتدا بخش هایی مثل آماده کردن وسایل، اطلاع از تکالیف یا انتخاب زمان شروع را به کودک بسپارید و به تدریج نقش خود را از انجام دهنده و یادآوری کننده دائمی به راهنما تغییر دهید.
حرف آخر
استقلال کودک معمولا با یک تصمیم بزرگ ساخته نمی شود. بیشتر اوقات حاصل فرصت های کوچک و تکراری زندگی روزمره است.
وقتی اجازه می دهید فرزندتان خودش انتخاب کند، چند دقیقه برای حل یک مشکل فکر کند، مسئولیت مشخصی را پیگیری کند، نتیجه یک اشتباه امن را ببیند یا بعد از یک تلاش ناموفق راه دیگری را امتحان کند، در واقع در حال ایجاد فرصت برای مستقل شدن او هستید.
شاید یکی از سخت ترین قسمت های این مسیر برای والد این باشد که گاهی کمی عقب تر بایستد.
نه آن قدر دور که کودک احساس کند تنها مانده است و نه آن قدر نزدیک که قبل از هر تلاش، مسئله را به جای او حل کنیم.
فرزندتان برای مستقل شدن همچنان به حضور شما نیاز دارد. اما به مرور، بیشتر از اینکه نیاز داشته باشد کارهایش را انجام دهید، نیاز دارد بداند وقتی خودش در حال فکر کردن، انتخاب کردن، تلاش کردن و حتی اشتباه کردن است، شما کنار او هستید.
مشاوره رایگان
برای اطلاعات بیشتر با مشاورین متخصص ما در ارتباط باشید.
"*" قسمتهای مورد نیاز را نشان می دهد



