مهارت تصمیم گیری آگاهانه

تصور بیشتر آدم ها از تصمیم گیری دارند این هست که بین دو راه، یکی را انتخاب کنند. اما در واقعیت، تصمیم‌گیری های پنجاه پنجاه پیچیده‌تر از یک انتخابِ ساده است؛ تصمیم‌گیری آگاهانه یعنی تواناییِ بررسیِ گزینه‌ها، سنجشِ ریسک‌ها و مهم‌تر از همه، پذیرفتنِ مسئولیتِ پیامدِ انتخابی که کرده‌ایم. کسی که در تصمیم‌گیری آگاهانه مهارت دارد، در میانه‌یِ طوفانِ احتمالات، می‌تواند با آرامش و منطق، مسیرِ درست را پیدا کند.

کودکی مشغول ساختن یک قلعه‌ی لگویی است. او تعداد محدودی قطعه‌ی خاص در اختیار دارد. می‌تواند قطعه‌ی بزرگ و طلایی‌اش را برای سقف استفاده کند که قلعه‌اش در ظاهر عالی شود، یا آن را در پایه به کار ببرد که سازه‌اش محکم‌تر بماند و نریزد. او کمی دستش را نگه می‌دارد، به سازه‌اش نگاه می‌کند و بین آن دو انتخابِ ساده، سبک‌وسنگین می‌کند. این در ظاهر فقط یک بازی است، اما در واقعیت، کودک دارد یاد می‌گیرد که هر انتخابِ او، نتیجه‌ای مستقیم (خوب یا بد) روی سازه‌اش دارد. او یاد می‌گیرد که اول باید «هدف» (ساختنِ یک قلعه‌ی استوار) را در نظر بگیرد و بعد تصمیم بگیرد.

در نوجوانی همان کودک؛ این مهارت در تصمیماتِ بزرگتر و حساس‌تر خودش را نشان می‌دهد. مثلاً موقع انتخابِ رشته یا تصمیم‌گیری برای شرکت در یک مسابقه‌ی خاص که ممکن است وقتِ مطالعه‌ی او را بگیرد. او به جای اینکه فقط تحت تأثیرِ خواسته دوستان یا ترندهای روز قرار بگیرد، با خودش می‌نشیند و مزایا و معایب را می‌سنجد. او یاد گرفته است که تصمیماتِ آگاهانه، از تحلیلِ اطلاعات به دست می‌آیند، نه از هیجاناتِ لحظه‌ای.

یک طراحِ مد در یک هفته، قرار است مجموعه‌ی جدیدش را برای نمایش در یک رویدادِ بزرگ عرضه کند. او به جای اینکه با دقت، ترکیبِ رنگ‌ها و کیفیتِ پارچه‌ها را بررسی کند، فقط چون یک رنگ خاص در شبکه‌های اجتماعی «ترند» شده، تصمیم می‌گیرد تمامِ لباس‌هایش را با همان رنگ طراحی کند. او بدونِ فکر کردن به اینکه این رنگ برای اکثرِ مدل‌هایش مناسب نیست یا با فصلِ نمایش همخوانی ندارد، ریسکِ بزرگی می‌کند. نتیجه؟ در روزِ نمایش، تمامِ کارهای او با یک نگاهِ خیره و نقدِ تلخِ تماشاگران، به یک نمایشِ ناهماهنگ و خنده‌دار تبدیل می‌شود.

برنامه‌نویسی، یک «تمرینگاهِ عملی» برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه است. در دنیای کدها، هر تصمیمِ کوچکی—حتی انتخابِ یک نام برای یک متغیر یا یک مسیر برای اجرای یک حلقه—پیامدهایِ فنیِ خود را دارد. اگر کودک تصمیم اشتباهی بگیرد، برنامه یا کار نمی‌کند یا به شکلی غیرمنتظره رفتار می‌کند. این فرایند به او یاد می‌دهد که هر انتخاب، یک زنجیره از علت و معلول است. برنامه‌نویسی به کودک یاد می‌دهد که با دقتِ بالا، گزینه‌ها را بسنجد و از نتایجِ تصمیماتش، به عنوان راهنمایی برای انتخابِ بهتر در قدمِ بعد استفاده کند. در حقیقت، این تمرینِ مداومِ تحلیلِ «علت و معلول»، یکی از مسیرهای اصلی برای پرورش مهارت‌های شناختی است تا او بیاموزد چگونه در دنیای واقعی، با آگاهی انتخاب کند و مسئولیتِ پیامدِ آن را بپذیرد.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *