مهارت مشارکت

مشارکت فراتر از «با هم بودن» است؛ مشارکت یعنی تواناییِ پیوند دادنِ توانمندی‌های فردی برای رسیدن به هدفی که به‌تنهایی غیرممکن است. در دنیای پیچیده‌ی امروز، هیچ‌کس نمی‌تواند یک‌تنه همه‌چیز را بداند یا انجام دهد. مهارتِ مشارکت، یعنی کودک یاد بگیرد چطور به دیگران اعتماد کند، نقش خود را در تیم بشناسد و مهم‌تر از همه، بفهمد که پیروزیِ «ما» بسیار شیرین‌تر و ارزشمندتر از پیروزیِ «من» است.

کودکی را در اتاقش تصور کنید که می‌خواهد با خواهر یا دوستش یک «داستانِ طولانی» بنویسد. اگر فقط او بخواهد شخصیت‌ها را تعیین کند، داستان بی‌معنی می‌شود. اما وقتی یاد می‌گیرد که «من یک بخش را تعریف می‌کنم و تو بخش بعدی را اضافه کن»، اتفاق عجیبی می‌افتد: داستانی شکل می‌گیرد که پر از پیچ‌وخم‌های غیرمنتظره است. او اینجا در حالِ یادگیریِ مهم‌ترین درسِ مشارکت است: گوش دادن به ایده‌ی نفرِ مقابل و پذیرشِ آن به عنوانِ بخشی از مسیر، حتی اگر آن ایده دقیقاً همانی نباشد که خودش در ذهن داشت.

در دوران نوجوانی، این مهارت را در موقعیت‌های واقعی‌تری می‌بینیم. نوجوانی را تصور کنید که در حال برنامه‌ریزی برای یک سفرِ خانوادگی یا یک فعالیتِ آخر هفته است. او می‌تواند لجبازی کند و فقط مقصدِ مورد علاقه‌ی خودش را دیکته کند، یا می‌تواند به عنوان یک «مشارکتِ کلیدی»، نظراتِ اعضای خانواده را بشنود، محدودیت‌ها را (مثل بودجه یا وقت) کنار هم بچیند و در نهایت به یک «توافقِ مشترک» برسد که همه از آن راضی باشند. او در این مرحله یاد می‌گیرد که همکاری، یعنی به جای تحمیلِ عقیده، پیدا کردنِ «نقطه‌یِ مشترکِ سودمند» برای همه.

حالا بیایید به دنیای بزرگسالان برویم و تصویرِ برعکس را ببینیم؛ مدیر پروژه‌ای را تصور کنید که فکر می‌کند «تنهاترین و باهوش‌ترین» فردِ شرکت است. او به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند، نظراتِ طراحِ گرافیک را نادیده می‌گیرد و به متخصصِ فنی می‌گوید که چطور کد بزند. نتیجه؟ او یک محصولِ ناهماهنگ و ناقص تولید می‌کند که نه تنها کار نمی‌کند، بلکه باعثِ خنده‌یِ رقبا می‌شود؛ چون در تلاش برای «قهرمان‌بازی»، فراموش کرده بود که پروژه‌های بزرگ نیاز به خردِ جمعی دارند.

برنامه‌نویسی، شاید در ظاهر فعالیتی فردی به نظر برسد، اما در واقعیت، یکی از بهترین بسترها برای تمرینِ مشارکت است. در پروژه‌های نرم‌افزاری بزرگ، هزاران برنامه‌نویس در سراسر دنیا برای ساختِ یک سیستمِ واحد با هم همکاری می‌کنند. کودک با شرکت در کلاس‌های برنامه‌نویسی و تمرین‌های گروهی، یاد می‌گیرد که کدهای دیگران را بخواند، برای آن‌ها نظر بگذارد و کدهایش را با قطعاتِ پازلِ آن‌ها هماهنگ کند. او می‌فهمد که نرم‌افزارِ عالی، حاصلِ هم‌افزاییِ ذهن‌های مختلف است؛ هم‌افزاییِ ارزشمندی که پیوندِ مستقیمی با رشد و ارتقای مهارت‌های شناختی در کودکان دارد و به آن‌ها یاد می‌دهد چطور با همفکری، مسائل پیچیده را حل کنند.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *