...

برای دریافت مشاوره رایگان فرم زیر را پر کنید.

مشاوره رایگان
رشد و مهارت‌های کودکان

رقابت سالم در کودکان چیست؟ نشانه ها و راهکارهای والدین

بعضی بچه ها وقتی در یک بازی می بازند، چند دقیقه ناراحت می شوند و دوباره بازی می کنند. بعضی دیگر با یک باخت کوچک عصبانی می شوند، بازی را کنار می گذارند یا اصرار دارند که همیشه باید نفر اول باشند. همین تفاوت ها باعث می شود خیلی از والدین از خودشان بپرسند: رقابت برای کودکان خوب است یا بد؟

واقعیت این است که حس رقابت در کودکان به خودی خود چیز بدی نیست. رقابت می تواند کودک را برای تلاش بیشتر، یادگیری مهارت های تازه و رسیدن به یک هدف تشویق کند. مسئله از جایی شروع می شود که برنده شدن به تنها معیار موفقیت تبدیل شود و کودک ارزش خودش را با نتیجه مسابقه، نمره یا عملکرد بقیه بسنجد.

هدف ما نباید حذف رقابت از زندگی کودک باشد. بهتر است به او کمک کنیم رقابت سالم را تجربه کند؛ یعنی بتواند برای بهتر شدن تلاش کند، قوانین را رعایت کند، با شکست کنار بیاید و موفقیت دیگران را تهدیدی برای خودش نبیند.

خلاصه مقاله:
در رقابت سالم در کودکان، هدف فقط شکست دادن دیگران نیست؛ کودک تلاش می کند مهارت خودش را بهتر کند. در رقابت ناسالم، برنده شدن آن قدر مهم می شود که شکست، موفقیت دیگران یا حتی یک اشتباه کوچک می تواند کودک را به شدت به هم بریزد.

رقابت سالم در کودکان چیست؟

رقابت سالم در کودکان یعنی کودک برای رسیدن به یک هدف تلاش کند، اما تمام ارزش خودش را به نتیجه آن رقابت وابسته نکند. او دوست دارد برنده شود، اما اگر برنده نشد می تواند بعد از مدتی دوباره تلاش کند، اشتباهش را ببیند و از تجربه قبلی چیزی یاد بگیرد.

فرض کن دو کودک در کلاس مشغول ساختن یک پروژه هستند. هر دو دوست دارند پروژه جذابی بسازند. یکی از آن ها پروژه دوستش را می بیند، ایده می گیرد و تصمیم می گیرد بخش جدیدی به پروژه خودش اضافه کند. اینجا رقابت بین کودکان می تواند به انگیزه ای برای یادگیری تبدیل شود.

اما اگر همان کودک به جای بهتر کردن کار خودش، تمام تمرکزش را روی این بگذارد که پروژه دوستش ضعیف تر دیده شود یا نتواند موفقیت او را تحمل کند، رقابت در مسیر دیگری قرار گرفته است.

پس قرار نیست به کودک بگوییم «برنده شدن اصلا مهم نیست». برنده شدن می تواند لذت بخش باشد. چیزی که باید یاد بگیرد این است که برد و باخت درباره نتیجه یک فعالیت است، نه ارزش خود کودک.

تفاوت رقابت سالم و ناسالم در کودکان چیست؟

برای تشخیص رقابت سالم و ناسالم در کودکان بهتر است به رفتار کودک در طول زمان نگاه کنیم. ناراحت شدن بعد از باخت به تنهایی نشانه رقابت ناسالم نیست. مهم این است که کودک با این ناراحتی چه می کند و رقابت چه تاثیری روی رفتار، یادگیری و ارتباط او با دیگران می گذارد.

رقابت سالم در کودکان رقابت ناسالم در کودکان
کودک از خود بازی یا فعالیت هم لذت می برد. فقط برنده شدن برایش مهم است.
بعد از شکست می تواند دوباره تلاش کند. شکست باعث می شود فعالیت را رها کند یا واکنش شدیدی نشان دهد.
قوانین را حتی هنگام باخت رعایت می کند. برای برنده شدن ممکن است قانون را تغییر دهد یا تقلب کند.
از موفقیت دیگران می تواند چیزی یاد بگیرد. موفقیت دیگران را تهدیدی برای خودش می بیند.
به پیشرفت خودش هم توجه می کند. دائما خودش را با دیگران مقایسه می کند.
می تواند هم رقابت کند و هم همکاری. بقیه را بیشتر به چشم رقیب می بیند.

اگر کودک گاهی یکی از رفتارهای ستون دوم را نشان داد، نباید سریع به او برچسب بزنیم. کودکان هنوز در حال یادگیری مدیریت احساسات، رعایت قوانین و کنار آمدن با شکست هستند. شدت، تکرار و تاثیری که رفتار روی زندگی کودک می گذارد مهم تر از یک اتفاق است.

چرا حس رقابت در کودکان زیاد می شود؟

حس رقابت در کودکان می تواند به شکل های مختلفی دیده شود؛ از تلاش برای گرفتن نمره بهتر گرفته تا برنده شدن در بازی، مسابقه ورزشی یا ساختن یک پروژه بهتر در کلاس. رقابتی بودن کودک به خودی خود مشکل نیست. چیزی که اهمیت دارد، دلیل رفتار و واکنش او هنگام برد و باخت است.

برای رقابتی شدن کودک نمی شود یک دلیل ثابت پیدا کرد. سن، شخصیت، محیط خانواده، مدرسه، تجربه های قبلی و انتظارات اطرافیان می توانند روی رفتار او تاثیر بگذارند.

یکی از مواردی که والدین بهتر است به آن دقت کنند، میزان تاکید خانواده روی نتیجه است. وقتی کودک بارها می شنود «چند شدی؟»، «چندم شدی؟» یا «دوستت از تو بهتر بود»، ممکن است کم کم این پیام را دریافت کند که موفقیت یعنی بهتر بودن از دیگران.

یک سوال برای والدین:
وقتی فرزندت از مدرسه، کلاس یا مسابقه برمی گردد، اولین سوالت چیست؟
«چندم شدی؟» یا «امروز چه چیزی یاد گرفتی؟»

همین سوال ساده می تواند نشان دهد که تمرکز ما بیشتر روی نتیجه است یا فرایند یادگیری.

نشانه های رقابت ناسالم در کودکان چیست؟

به جای اینکه بگوییم «فرزند من یک کودک رقابت طلب است»، بهتر است رفتارهای مشخص او را بررسی کنیم. اگر چند مورد از رفتارهای زیر به شکل شدید و مداوم تکرار شوند، بهتر است علت آن ها را دقیق تر بررسی کنیم:

  • کودک فقط زمانی از یک فعالیت لذت می برد که برنده شود.
  • بعد از باخت به سختی می تواند به بازی یا فعالیت برگردد.
  • موفقیت دوست، خواهر، برادر یا همکلاسی اش او را به شدت ناراحت می کند.
  • برای جلوگیری از باخت قانون را تغییر می دهد یا تقلب می کند.
  • فعالیتی را که احتمال می دهد در آن بهترین نباشد، امتحان نمی کند.
  • دائما نتیجه خودش را با دیگران مقایسه می کند.
  • یک شکست کوچک را به تمام توانایی خودش تعمیم می دهد و مثلا می گوید: «من هیچ کاری بلد نیستم.»
  • بعد از باخت خودش یا دیگران را تحقیر می کند.

وجود یکی از این رفتارها به تنهایی به معنی وجود مشکل روانشناختی نیست. اگر این رفتارها شدید و مداوم هستند یا روی روابط، مدرسه، فعالیت های روزانه یا حال عمومی کودک تاثیر قابل توجهی گذاشته اند، بهتر است از متخصص کودک کمک گرفته شود.

چطور تحمل باخت را به کودک یاد بدهیم؟

آموزش شکست به کودکان به این معنی نیست که کاری کنیم از باخت ناراحت نشوند. کودک می تواند بعد از شکست ناراحت، ناامید یا حتی عصبانی شود. چیزی که باید به مرور یاد بگیرد این است که احساسش را مدیریت کند و بعد از شکست دوباره به فعالیت برگردد.

برای افزایش تحمل باخت در کودکان لازم نیست بلافاصله شروع به نصیحت کنیم. گاهی اولین قدم فقط دیدن احساس کودک است.

می توانی بگویی:

«می بینم از باخت ناراحتی.»
«کدوم قسمت برات سخت بود؟»
«فکر می کنی دفعه بعد چه کاری می تونی متفاوت انجام بدی؟»
«این بار نسبت به دفعه قبل کجای کارت بهتر بود؟»

بهتر است نگویی:

«باز که باختی!»
«ببین دوستت چقدر بهتر بود.»
«این که ناراحتی نداره!»
«تو همیشه وقتی می بازی همین کار رو می کنی.»

هدف این نیست که احساس ناراحتی را از بین ببریم. کودک باید کم کم یاد بگیرد شکست بخشی از تجربه یادگیری است و یک نتیجه ضعیف به این معنی نیست که او در آن کار ناتوان است.

مقایسه کودکان با یکدیگر چه تاثیری روی رقابت دارد؟

یکی از چیزهایی که می تواند رقابت بین کودکان را شدیدتر کند، مقایسه مداوم آن ها با یکدیگر است.

«خواهرت توی سن تو خیلی منظم تر بود.»
«دوستت نمره کامل گرفته، تو چرا نگرفتی؟»
«ببین همکلاسیت چقدر سریع تر یاد گرفته.»

ممکن است هدف والد از این جمله ها ایجاد انگیزه باشد، اما مقایسه کودکان با یکدیگر همیشه اطلاعات مفیدی درباره پیشرفت آن ها نمی دهد. حتی دو کودک هم سن می توانند تجربه، علاقه، سرعت یادگیری و توانایی های متفاوتی داشته باشند.

معیار مفیدتر این است که کودک را با نسخه قبلی خودش مقایسه کنیم.

به جای:
«چرا مثل دوستت نشدی؟»

می توانی بپرسی:
«این بار چه چیزی را بهتر از دفعه قبل انجام دادی؟»

با این تغییر، توجه کودک از «بقیه کجا هستند؟» به «من چقدر پیشرفت کرده ام؟» منتقل می شود.

این نوع نگاه علاوه بر کاهش مقایسه، می تواند به شکل گیری اعتماد به نفس کودکان هم کمک کند؛ چون کودک فقط منتظر تایید ناشی از بهتر بودن نسبت به دیگران نمی ماند و می تواند پیشرفت خودش را هم ببیند.

رقابت سالم در سنین مختلف یک شکل ندارد

انتظاری که از یک کودک کم سن داریم نباید با انتظار ما از یک نوجوان یکسان باشد. توانایی کنترل هیجان، درک قوانین، همکاری و کنار آمدن با برد و باخت به مرور رشد می کند.

برای کودکان کوچک تر بهتر است تمرکز اصلی روی بازی، مشارکت، تجربه و یادگیری باشد. در سنین مدرسه می توان بیشتر درباره انصاف، قانون، تلاش، شکست و مسئولیت پذیری صحبت کرد. نوجوانان هم می توانند هدف های شخصی مشخص تری تعیین کنند و عملکرد امروز خودشان را با گذشته مقایسه کنند.

بنابراین اگر یک کودک کوچک بعد از باخت ناراحت شد، نباید واکنشش را با معیار یک نوجوان بسنجیم. رفتار کودک باید در بستر سن، شرایط و میزان تکرار آن بررسی شود.

رقابت و همکاری در کودکان؛ کدام مهم تر است؟

رقابت و همکاری در کودکان را نباید دو مفهوم کاملا مخالف بدانیم. کودک به تجربه هر دو نیاز دارد.

رقابت می تواند فرصتی برای هدف گذاری، تلاش و تجربه برد و باخت ایجاد کند. همکاری هم مهارت هایی مثل گوش دادن، تقسیم مسئولیت، حل اختلاف، ارتباط و رسیدن به یک هدف مشترک را تمرین می دهد. بسیاری از این توانایی ها بخشی از مهارت های نرم کودکان هستند و فقط با توضیح دادن یاد گرفته نمی شوند؛ کودک باید فرصت تجربه کردنشان را داشته باشد.

مشکل زمانی شروع می شود که تقریبا همه فعالیت های کودک تبدیل به مسابقه شوند. گاهی بهترین تجربه آموزشی این نیست که بپرسیم «چه کسی اول شد؟»، بلکه این است که چند کودک برای حل یک مسئله کنار هم قرار بگیرند و هر کدام بخشی از راه حل را بسازند.

رقابت بین دانش آموزان در مدرسه چه زمانی سالم است؟

رقابت بین دانش آموزان یکی از موقعیت هایی است که کودکان بارها در مدرسه و کلاس تجربه می کنند؛ از نمره و مسابقه گرفته تا پاسخ دادن به سوال معلم و انجام پروژه.

اگر تمام بازخوردهای آموزشی حول رتبه، نمره و نفر اول بچرخد، ممکن است دانش آموز هم موفقیت را فقط با جایگاه خودش نسبت به دیگران بسنجد. اما کلاس می تواند شکل دیگری هم داشته باشد.

مثلا در یک فعالیت پروژه محور، به جای اینکه فقط «بهترین پروژه» انتخاب شود، می توان درباره خلاقیت، تلاش، نحوه حل مشکل، پیشرفت، ارائه پروژه و چیزهایی که هر دانش آموز در مسیر ساخت آن یاد گرفته صحبت کرد.

در چنین محیطی، دیدن پروژه خوب یک همکلاسی لزوما به معنی شکست بقیه نیست. پروژه او می تواند به منبعی برای ایده گرفتن، سوال پرسیدن و بهتر کردن کار خود دانش آموز تبدیل شود.

تجربه رقابت در کلاس برنامه نویسی چه تفاوتی دارد؟

کلاس برنامه نویسی مثال خوبی برای دیدن تفاوت رقابت نتیجه محور و یادگیری محور است. دو کودک ممکن است یک مسئله مشابه را با دو روش کاملا متفاوت حل کنند. یکی سریع تر به جواب برسد و دیگری زمان بیشتری صرف کند، اما راه خلاقانه تری پیدا کند.

اگر تنها معیار ما سرعت باشد، بخش مهمی از یادگیری را نادیده می گیریم. در برنامه نویسی، پیدا کردن خطا، امتحان کردن راه های مختلف و برگشتن به مسئله بخشی از مسیر یادگیری است. همین فرایند می تواند فرصتی برای تمرین مهارت حل مسئله در کودکان باشد.

نگاه یاسان به رقابت بین بچه ها

در مدل آموزشی یاسان، یادگیری پروژه محور است. فراگیر چیزی می سازد، بازخورد می گیرد، با مسئله روبه رو می شود و تلاش می کند نسخه بعدی کار خودش را بهتر کند.

فرض کن دو فراگیر در کلاس اسکرچ هر کدام یک بازی ساخته اند. یکی بازی ساده ای ساخته که بدون خطا اجرا می شود. دیگری سراغ ایده پیچیده تری رفته اما هنوز چند بخش پروژه اش درست کار نمی کند.

اگر فقط نتیجه نهایی را با هم مقایسه کنیم، بخش زیادی از مسیر یادگیری هر دو کودک را از دست می دهیم. ممکن است فراگیر دوم در مسیر پیدا کردن خطاها چیزهای زیادی یاد گرفته باشد که در ظاهر پروژه نهایی دیده نمی شود.

برای همین سوال مهم تر این است: هر فراگیر نسبت به نقطه شروع خودش چه چیزی یاد گرفته و قدم بعدی او چیست؟ در این مدل، کودک می تواند پروژه همکلاسی اش را ببیند، از آن ایده بگیرد و در عین حال مسیر پیشرفت خودش را ادامه دهد.

۷ راه برای تقویت روحیه رقابت سالم در کودکان

۱. تلاش را ببین، نه فقط نتیجه را

اگر تمام توجه ما بعد از یک مسابقه به رتبه کودک باشد، احتمالا او هم رتبه را مهم ترین بخش ماجرا می داند. درباره تمرین، صبر، تصمیم هایی که گرفته و چیزی که در مسیر یاد گرفته هم صحبت کن.

۲. اجازه بده گاهی ببازد

برای جلوگیری از ناراحتی کودک لازم نیست همیشه شرایط را طوری تغییر دهیم که برنده شود. تجربه شکست در یک محیط امن می تواند فرصتی برای یادگیری مدیریت احساسات و دوباره تلاش کردن باشد.

۳. احساس کودک را بپذیر، رفتار نامناسب را نه

کودک می تواند از باخت عصبانی یا ناراحت باشد، اما این احساس مجوز توهین، تقلب یا خراب کردن بازی نیست. می توانیم احساس او را بفهمیم و همزمان برای رفتار مرز مشخص داشته باشیم.

۴. کودک را با گذشته خودش مقایسه کن

به جای «هنوز از دوستت عقب تری»، پیشرفت واقعی کودک را نشان بده: «دفعه قبل برای این قسمت کمک می خواستی، اما این بار خودت انجامش دادی.»

۵. موفقیت دیگران را به فرصت یادگیری تبدیل کن

اگر همکلاسی کودک در کاری موفق شده، به جای مقایسه بپرس: «فکر می کنی چه کاری انجام داده که نتیجه خوبی گرفته؟ چیزی هست که بخواهی از روشش یاد بگیری؟»

۶. همه چیز را به مسابقه تبدیل نکن

«ببینیم کی زودتر غذاشو تموم می کنه»، «کی زودتر تکلیفشو می نویسه» یا «کی نمره بیشتری می گیره» شاید گاهی کودک را سریع تر به حرکت بیندازد، اما اگر همه چیز مسابقه باشد، فرصت کمتری برای تجربه همکاری و انگیزه شخصی باقی می ماند.

۷. در برد و باخت الگوی خوبی باش

بچه ها فقط به توصیه های ما گوش نمی دهند؛ رفتار ما را هم می بینند. وقتی خودمان می بازیم، اشتباه می کنیم یا با فرد موفق تری روبه رو می شویم، نحوه واکنش ما می تواند برای کودک یک درس واقعی باشد.

چطور کودک به جای دیگران با خودش رقابت کند؟

یکی از روش های مفید برای تقویت رقابت سالم در کودکان این است که معیار پیشرفت را از «بقیه» به «عملکرد قبلی خود کودک» منتقل کنیم.

اگر کودک در حال یادگیری برنامه نویسی است، لازم نیست معیار موفقیت این باشد که پروژه چه کسی بهتر شده است. می توان پیشرفت خودش را با چند سوال بررسی کرد:

  • این بار چند بخش پروژه را بدون کمک انجام داد؟
  • وقتی با خطا روبه رو شد، چند راه مختلف را امتحان کرد؟
  • آیا توانست چیزی را که ساخته برای فرد دیگری توضیح دهد؟
  • نسخه جدید پروژه چه تفاوتی با نسخه قبلی دارد؟
  • چه کاری را این بار می تواند انجام دهد که قبلا برایش دشوار بود؟

در این مدل هنوز هدف و چالش وجود دارد، اما رقیب اصلی کودک همکلاسی اش نیست؛ نقطه ای است که خودش قبلا در آن قرار داشته است.

چه زمانی رقابت کودک نیاز به بررسی بیشتری دارد؟

علاقه به برنده شدن یا ناراحت شدن بعد از شکست به تنهایی دلیل نگرانی نیست. اما اگر واکنش کودک به برد و باخت شدید و مداوم شده، باعث می شود از مدرسه، بازی، مسابقه یا فعالیت های جدید دوری کند، روابطش را به شکل جدی تحت تاثیر قرار داده یا فشار زیادی برای بهترین بودن تحمل می کند، بهتر است موضوع را با روانشناس کودک یا متخصص مرتبط در میان بگذاری.

هدف از مراجعه به متخصص برچسب زدن به کودک نیست؛ قرار است بفهمیم پشت رفتار او چه اتفاقی افتاده و چه نوع حمایتی برایش مناسب تر است.

سوالات رایج درباره رقابت در کودکان

آیا رقابت برای کودکان خوب است یا بد؟

رقابت به خودی خود خوب یا بد نیست. مهم این است که کودک در چه شرایطی رقابت می کند. اگر فرصت تلاش، یادگیری، رعایت قوانین و کنار آمدن با شکست را داشته باشد و تمام ارزش خودش را به نتیجه وابسته نکند، رقابت می تواند تجربه مفیدی باشد.

چگونه حس رقابت در کودکان را کنترل کنیم؟

هدف، حذف یا سرکوب حس رقابت کودک نیست. بهتر است جهت آن را تغییر دهیم؛ یعنی به جای مقایسه مداوم با دیگران، روی پیشرفت شخصی، رعایت قوانین، تلاش، همکاری و یادگیری از شکست تمرکز کنیم.

چرا فرزندم همیشه می خواهد برنده شود؟

بدون شناخت کودک نمی توان یک علت قطعی مشخص کرد. سن، شخصیت، تجربه های قبلی و میزان تاکید محیط روی نتیجه می توانند نقش داشته باشند. به جای برچسب زدن، بهتر است بررسی کنیم کودک هنگام باخت چه احساسی دارد و برنده شدن برای او چه معنایی پیدا کرده است.

با کودکی که تحمل باخت ندارد چه کنیم؟

اول احساسش را ببین و اجازه بده آرام شود. بعد می توانید درباره اتفاق، چیزی که از آن یاد گرفته و کاری که دفعه بعد می تواند متفاوت انجام دهد صحبت کنید. هدف این نیست که کودک هیچ وقت ناراحت نشود؛ هدف این است که به مرور بتواند بعد از شکست دوباره ادامه دهد.

رقابت بین خواهر و برادرها طبیعی است؟

مقداری رقابت و اختلاف می تواند در رابطه خواهر و برادرها دیده شود. چیزی که اهمیت دارد شدت، تکرار و نحوه برخورد خانواده است. مقایسه مستقیم فرزندان با یکدیگر معمولا راه مناسبی برای مدیریت این رقابت نیست.

چطور بدون مقایسه به کودک انگیزه بدهیم؟

هدف های کوچک و قابل دسترس تعیین کن، پیشرفت کودک نسبت به گذشته را نشان بده و درباره تلاش و فرایند یادگیری بازخورد بده. برای ایجاد انگیزه لازم نیست کودک بشنود که از شخص دیگری بهتر یا بدتر است.

رقابت بین دانش آموزان مفید است؟

اگر رقابت فقط بر رتبه و برنده شدن متمرکز نباشد و دانش آموز فرصت یادگیری، همکاری، حل مسئله و پیشرفت فردی داشته باشد، می تواند بخشی از تجربه آموزشی باشد. مشکل زمانی ایجاد می شود که ارزش دانش آموز فقط با جایگاه او نسبت به بقیه سنجیده شود.

یادگیری بدون فشار مقایسه

در آکادمی یاسان هدف فقط تمام کردن درس یا جلو زدن از بقیه نیست. بچه ها با ساخت پروژه، حل مسئله و دریافت بازخورد یاد می گیرند و پیشرفت هر فراگیر بر اساس مسیر خودش دیده می شود. چون یادگیری زمانی ارزشمندتر است که کودک به جای ترس از عقب ماندن از دیگران، برای بهتر شدن خودش انگیزه داشته باشد.

بازبینی تخصصی توسط فائزه صادقیان، ارشد هوش مصنوعی ai پروفایل بازبین
چیزی که در محیط آموزشی زیاد می بینیم این است که خود رقابت معمولا مشکل اصلی نیست؛ نوع بازخوردی که کودک از بزرگسالان می گیرد مهم تر است. وقتی بعد از هر فعالیت اولین سوال ما این باشد که «چندم شدی؟» یا «چه کسی از تو بهتر بود؟»، کم کم توجه کودک از یادگیری به جایگاهش بین بقیه منتقل می شود. به نظرم رقابت زمانی ارزش آموزشی دارد که کودک بعد از آن بتواند درباره عملکرد خودش فکر کند؛ مثلا بفهمد کجا اشتباه کرده، چه چیزی یاد گرفته و دفعه بعد چه کاری را می تواند بهتر انجام دهد. در یک کلاس خوب هم قرار نیست همیشه سریع ترین یا بهترین دانش آموز بیشتر دیده شود. کودکی که چند بار برای حل یک مسئله تلاش کرده و بالاخره راه حل خودش را پیدا کرده، ممکن است یادگیری عمیق تری را تجربه کرده باشد. برای همین من مقایسه کودک با عملکرد قبلی خودش را مفیدتر از مقایسه دائمی با همکلاسی ها می دانم. رقابت سالم باید کودک را به تلاش دوباره نزدیک کند، نه اینکه او را از اشتباه کردن یا عقب ماندن از بقیه بترساند.
نظر تو به بهتر شدن محتوای یاسان کمک می کند این مقاله چقدر برایت مفید بود؟ بدون امتیاز؛ هنوز رایی ثبت نشده
یکی از گزینه ها را انتخاب کن؛ نیازی به ورود به حساب کاربری نیست.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا