
بسیاری از والدین دوست دارند کودکشان در برابر موقعیتهای مختلف زندگی خیلی زود از پا نیفتد. اما موضوع حل مسئله فقط پیدا کردن یک پاسخ سریع نیست. کودک باید کمکم یاد بگیرد موقعیت را ببیند، آن را در ذهنش نگه دارد، چند حالت مختلف را تصور کند و بعد یکی را انتخاب کند و جلو برود.
مهارت حل مسئله در کودکان از سالهای ابتدایی شکل میگیرد و در جریان بازی، گفتوگو، روایتها، کارهای روزمره و حتی تجربههای دیجیتال رشد پیدا میکند. در این نوشته درباره مفهوم حل مسئله، زمان شروع آن و شیوههای مختلف تقویت آن صحبت میشود.
آنچه در این مقاله میخوانید
مهارت حل مسئله چیست؟
حل مسئله یعنی روبهرو شدن با یک وضعیت نامشخص و حرکت کردن به سمت یک نتیجه قابل قبول. کودکی که این توانایی در او شکل گرفته باشد، در مواجهه با موقعیتهای مختلف فقط واکنش سریع نشان نمیدهد، بلکه کمی مکث میکند، به اطراف نگاه میکند و سعی میکند چند حالت را در ذهنش مرور کند.
تفاوت وضعیت و مسئله
وضعیت میتواند یک اتفاق ساده یا ناخوشایند باشد؛ مثل گم شدن یک وسیله یا بههم خوردن یک بازی.
مسئله حالتی است که چند مسیر برای عبور از آن وجود دارد، اما هیچ مسیر از ابتدا روشن نیست. کودک باید خودش مسیرها را کمکم پیدا کند.
بخشهای مختلف این توانایی
| بخش ذهنی | نقش در روند حل |
|---|---|
| نگاه چندبخشی | جدا کردن موضوع به قسمتهای کوچک |
| تصور حالتهای مختلف | ساختن چند مسیر ذهنی |
| بررسی نتیجهها | نگاه کردن به پیامد هر انتخاب |
| انتخاب مسیر | تصمیم گرفتن برای یک حرکت |
| ادامه دادن | رها نکردن بعد از تجربه ناموفق |
| کنار آمدن با دیگران | هماهنگی در موقعیتهای مشترک |
اهمیت این توانایی در دوران رشد
کودک در هر سن با شکلهای متفاوتی از موقعیتها روبهرو میشود. در سنین پایین ممکن است موضوع فقط بستن بند کفش یا پیدا کردن یک وسیله باشد. در سنین بالاتر موضوعات پیچیدهتر میشوند و شامل روابط، برنامهریزی و انتخابهای مختلف میشوند.
وقتی کودک به مرور یاد میگیرد که قبل از واکنش کمی فکر کند، نگاهش به موقعیتها آرامتر میشود. او کمکم میفهمد که هر اتفاق فقط یک حالت ثابت ندارد.
- شکلگیری آرامش در موقعیتهای تازه
- کاهش احساس ناتوانی در برخورد با شکست
- تغییر نگاه به اشتباه به عنوان بخشی از مسیر
- افزایش تمایل به همکاری با دیگران
- رشد توانایی برنامهریزی ذهنی
- آمادگی برای تجربههای تازه
شروع یادگیری از چه زمانی است؟
این توانایی از زمانی آغاز میشود که کودک تلاش میکند به چیزی برسد. حتی در سنین خیلی پایین، وقتی کودک بین دو انتخاب ساده قرار میگیرد، در حال تمرین این مسیر ذهنی است. مهم این است که بزرگترها اجازه دهند کودک خودش کمی درگیر شود.
سنین پایین (حدود ۳ تا ۵ سال)
- پیدا کردن اشیای پنهان
- ساختن شکلهای ساده با قطعات
- انتخاب بین دو لباس
- عبور از مسیرهای ساده تصویری
سنین میانی (حدود ۶ تا ۸ سال)
- کنار هم گذاشتن قطعات تصویر
- ساختن یک برنامه ساده برای یک کار کوچک
- انجام کارهای دستی با وسایل محدود
- تقسیم کردن چیزها به چند بخش
سنین بالاتر (حدود ۹ تا ۱۲ سال)
- تنظیم زمان برای کارهای مختلف
- حل جدولها و معماهای ذهنی
- مدیریت مقدار کمی پول
- ساخت پروژههای ساده دیجیتال
مسیرهای ذهنی حل مسئله
برای اینکه کودک بتواند در موقعیتهای مختلف سردرگم نشود، میتوان یک مسیر ذهنی ساده برای او در نظر گرفت:
- دیدن موقعیت
- فهمیدن اینکه چه چیزی تغییر کرده
- فکر کردن به چند حالت مختلف
- انتخاب یک حالت
- نگاه کردن به نتیجه
این مسیر قرار نیست حفظ شود، بلکه باید در تجربههای مختلف تکرار شود تا کمکم در ذهن جا بگیرد.
روشهای گوناگون برای تقویت مهارت حل مسئله در کودکان
۱. بیان فکر در لحظه
وقتی بزرگترها درگیر یک موضوع هستند و درباره آن فکر میکنند، اگر این روند را با صدای آرام بیان کنند، کودک با شکل فکر کردن آشنا میشود. مثلاً توضیح دادن اینکه چگونه یک وسیله پیدا میشود.
۲. پرسش به جای پاسخ مستقیم
به جای اینکه همیشه پاسخ آماده داده شود، میتوان از کودک پرسید چه حالتهایی به ذهنش میرسد. این کار باعث میشود ذهن او درگیر شود.
۳. نگاه متفاوت به نتیجهها
اگر یک تلاش به نتیجه نرسید، میتوان آن را به عنوان یک تجربه جدید دید. این نگاه باعث میشود کودک کمتر از اشتباه فاصله بگیرد.
۴. سپردن کارهای کوچک
کارهای ساده مثل آماده کردن یک وسیله یا مرتب کردن یک بخش کوچک از محیط، فرصتهایی برای تجربه انتخاب هستند.
۵. اجازه دادن به تجربه پیامدها
در موقعیتهایی که خطر جدی وجود ندارد، بهتر است کودک نتیجه انتخاب خود را ببیند. این تجربهها در ذهن او باقی میمانند.
۶. روایتهای داستانی
بعد از شنیدن یک داستان، میتوان درباره مسیر شخصیتها صحبت کرد و حالتهای دیگر را تصور کرد.
۷. ساختن با قطعات مختلف
ساختن اشکال با قطعات ساده باعث میشود کودک بارها تلاش کند، خراب کند و دوباره بسازد.
۸. بازیهای ذهنی
بازیهایی که نیاز به پیدا کردن مسیر یا حل تصویر دارند، ذهن را درگیر نگه میدارند.
۹. نقشآفرینی
قرار گرفتن در موقعیتهای فرضی باعث میشود کودک حالتهای مختلف را تجربه کند.
۱۰. فعالیتهای روزمره
کارهای ساده روزانه مثل آماده کردن غذا یا مرتب کردن وسایل، موقعیتهایی برای فکر کردن ایجاد میکنند.
۱۱. تجربههای دیجیتال
برخی بازیهای دیجیتال کودک را درگیر انتخاب و تغییر مسیر میکنند.
۱۲. ساختن پروژههای ساده دیجیتال
در محیطهایی مثل اسکرچ، کودک میتواند یک هدف تعیین کند، مراحل را بسازد و نتیجه را ببیند.
نمونههایی از بازیهای مختلف
- پیدا کردن یک شی در محیط
- ساختن یک مسیر با وسایل ساده
- کامل کردن یک داستان نیمهتمام
- شبیهسازی موقعیتهای روزمره
- کنار هم گذاشتن قطعات تصویری
- حل جدولهای ساده
نقش بزرگترها در این مسیر
بزرگترها بیشتر نقش همراه دارند تا حلکننده. آنها میتوانند با پرسشهای ساده ذهن کودک را به حرکت درآورند.
- چه چیزی در این موقعیت تغییر کرده؟
- چه حالتهایی ممکن است وجود داشته باشد؟
- اگر این حالت را انتخاب کنی چه میشود؟
- آیا حالت دیگری هم هست؟
- از این تجربه چه چیزی در ذهن باقی ماند؟
اشتباههایی که ممکن است رخ دهد
- حل کردن همه موقعیتها به جای کودک
- سرزنش کردن در زمان اشتباه
- انتخاب فعالیتهای نامتناسب
- تبدیل تجربه به اجبار
- توجه بیش از حد به نتیجه نهایی
سوالات متداول
آیا این توانایی از ابتدا وجود دارد؟
از همان سالهای اولیه نشانههایی از آن دیده میشود و به مرور شکل میگیرد.
آیا همه بازیها در این مسیر نقش دارند؟
بسیاری از بازیها میتوانند درگیرکننده باشند، اما نوع درگیری مهم است.
آیا تجربههای دیجیتال تأثیر دارند؟
برخی از آنها میتوانند ذهن را درگیر انتخاب و تغییر کنند.
اگر کودک زود خسته شود چه باید کرد؟
میتوان مسیر را سادهتر کرد و زمان را کوتاهتر نگه داشت.
آیا باید همیشه نتیجه را کنترل کرد؟
نه، در بسیاری از موقعیتها بهتر است اجازه داده شود تجربه شکل بگیرد.
جمعبندی
حل مسئله یک حالت ثابت نیست، بلکه مجموعهای از تجربهها و نگاههاست که در طول زمان شکل میگیرد. کودک با دیدن، شنیدن، بازی کردن و تجربه کردن کمکم یاد میگیرد که موقعیتها فقط یک مسیر ندارند.
بزرگترها با ایجاد فضای آرام، پرسشهای ساده و اجازه دادن به تجربههای کوچک میتوانند این مسیر را برای کودک هموارتر کنند.
مشاوره رایگان
برای اطلاعات بیشتر با مشاورین متخصص ما در ارتباط باشید.
"*" indicates required fields




به نظرم مهم ترین بخش اینه که به بچه ها بگیم که اشکالی نداره اشتباه کردید و به خاطر اشتباهاتشون سرزنششون نکنیم بهشون یاد بدیم که از اشتباهاتشون درس بگیرن و کاری کنن که دیگه اشتباه رو مرتکب نشن
دقیقا همین طوره و این یک مهارتی هستش که باید به بچه ها یاد بدیم
خیلی عالی مخصوصا بخش معرفی بازی ها خیلی خوب بود فقط یه سوال داشتم این منابعی که معرفی کردید همگی خارجی بودن . منابع یا بازی های داخلی هم با این معیار ها داریم ؟
مفید بود
عالی تشکر از زحماتتون👌🏻